گشتِ کتاب‌ها

جمله‌هایی از این کتاب

۱ برگ
گفتم که دوستانم جورج صدایم می‌زنند. و تو هم نمی‌توانی وارد کوپه‌ی راحت و یکنفره‌ی من شوی، زیر صندلی بروی و مرا مجبور کنی که برای عمویت دروغ ببافم و بعد بگویی دوست تو نیستم. می‌توانی؟
مانی