کتاب
سگهای ریگا
نوشتهی هنینگ مانکل ترجمهی هادی بنایی
هنوز در قفسهی کسی نیست
بارش برف کمی بعد از ساعت ده صبح شروع شد. مردی که در اتاق فرمان قایق ماهیگیری جلو سکان ایستاده بود با شنیدن خبر آمدن برف و بوران از رادیو بد و بیراه گفت. با این حال امیدوار بود قبل از شروع طوفان قایق به سواحل سوئد برسد. اگر شب قبل مجبور نمیشدند در هیدنزه بایستند، حالا در اوستاد بود و میتوانست مسیر خود را چند درجهای به طرف شرق تغییر دهد، ولی هنوز هفت مایل دریایی تا ساحل فاصله داشت و اگر کولاک شدیدتر میشد، مجبور بود وسط دریا توقف کند تا وقتی که بتواند دید بهتری داشته باشد و به راهش ادامه دهد.