کتاب
نسخهٔ اقدم (منظومههای مظاهر مصفا)
نوشتهی مظاهر مصفا
هنوز در قفسهی کسی نیست
مظاهر مصفا در دو سالگی آبله گرفت و از دنیا رفت. دو سال بعد مادرش فخرالسادات پسر دیگری به جایش آورد. نام او را هم مظاهر گذاشتند و شناسنامهٔ مظاهر اول را، که هنوز باطل نکرده بودند، برای او نگاه داشتند. بدین ترتیب مظاهر دوم، آنچنان که در منظومهٔ نسخهٔ اقدم هم آورده، مرگ را مایهٔ حیات خود میدانست و کودکی را در سایهٔ مرگ و در گفتوگو با عالم مردگان آغاز کرد. در خاک چو رفت دانهٔ تواز خاک گیاه من برآمدرفتی تو و آمدم من از راهخفتی تو و خواب من سرآمد