
کتاب
سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر
نوشتهی احسان شریعتی ترجمهی امیر رضایی
هنوز در قفسهی کسی نیست
روش این پژوهش تطبیقی در رویارویی با اندیشهی هایدگر و سنجش خوانش فردید از آن، بازخوانی تأویلی و نقد سرگشتگیهای فکری و پیامدهای اخلاقی و سیاسی میراث اوست. از هایدگر در بازاندیشی «معنا»ی زمانمند و تاریخمند هستی، درک تازه از امر قدسی و سپهر هنر، نقد سلطهی ذهنبنیاد و فنسالار، باهمـبودگی در «قرارگاه» هستی و، مهمتر از همه، بازاندیشی سبک زیستی دیگر در جهانی شایستهی شأن انسانی و… میتوان بسیار آموخت. اما باید بتوان «باـوـدر برابر» هایدگر اندیشید و نقد پیامدهای «سایهی» آن اندیشه، یعنی «تشخصزدایی یزدانشناختی» و «تاریخگرایی تقدیری» را فراموش نکرد.شکاف هستیشناختی دنیای فرهنگها یا تمدنهای جهانی و درک اهمیت ادوار تاریخی و گسستهای معرفتشناختی و نسبیت معرفتها و گفتمانهای مسلط بر هر عصر و ضرورت ساختگشایی از ترکیبهای شتابزده بهمنزلهی شرط امکان هرگونه ارتباط ذهنی یا گفتوگوی واقعی اجتماعی، از جنبههای قوت پرسمان فلسفی هایدگر و میراث خوانش ایرانی فردید از هایدگر است. اما هویتگرایی ذاتانگارانهی فرهنگیـتمدنی میتواند پرسشگری فلسفی را بدل به رویکردی بنیادانگار و مدافع بازگشت سیادتهای فرهمند سنتی و سیاسی سازد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گفتوگو با احسان شریعتی؛ نویسندهٔ اثر دچار آلزایمر فرهنگی هستیم ممکن است در آینده یک واکنش دورانی داشته باشیم انقطاع نسلی و حافظگی و اندیشگی یکی از مشکلات بزرگ ما است. ما دچار آلزایمر فرهنگی شده ایم و این نگران کننده است. به خصوص متولدین این دو دهه اخیر دچار چنین وضعیتی هستند. سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران ( ایبنا ) – محسن آزموده: نسل جدید در ایران سید احمد مهینی یزدی مشهور به سید احمد فردید (۱۲۸۹-۱۳۷۵) را نمیشناسد یا کم میشناسد حال آنکه تا یکی-دو دهه پیش نام این متفکر عجیب و غریب و پرآوازه ایرانی در محافل روشنفکری و فکری نقل زبانها بود. احمد فردید متفکری که دوست صادق هدایت بود، مشهور بود به چندین و چند زبان زنده و مرده مسلط است، برای اولین بار از هایدگر آلمانی سخن گفت، جلال آل احمد «غربزدگی» را از او گرفت، همزمان بر داریوش شایگان و داریوش آشوری و رضا داوری اردکانی و مرتضی آوینی اثر گذاشت، پیش از انقلاب در تلویزیون رسمی میآمد و از حوالت تاریخی و دیروز و امروز و پس فردا میگفت، بعد از انقلاب شاگردانش خود را «فردیدی» میخواندند و او را «سیدناالاستاد»، در دهههای شصت و هفتاد خورشیدی، یک تقابل روشنفکرانه میان شاگردان او تحت عنوان «فردیدیها» یا «هایدگریها» با شاگردان عبدالکریم سروش با عنوان «سروشیها» یا «پوپریها» در جریان بود و… دکتر احسان شریعتی، پژوهشگر و استاد فلسفه و فرزند دکتر علی شریعتی، رساله دکترایش را درباره فردید و خوانش او از هایدگر در ایران نوشته. این رساله که بیش از دو دهه از زمان آن میگذرد، پارسال با ترجمه امیر رضایی توسط نشر نی و با عنوان «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر: نقد خوانش احمد فردید» در ایران منتشر شد. دکتر شریعتی در این کتاب از منظری فلسفی خاستگاههای فکر و اندیشه فردید و دستگاه فلسفی او را عرضه و مورد انتقاد قرار داده است. حدوداً دو هفته پیش از دکتر احسان دعوت کردیم به ایبنا بیاید تا درباره کتاب با او گفتوگو کنیم. لاجرم این گفتوگو که با حضور حامد زارع، سردبیر ایبنا به انجام رسید، از مرزهای کتاب و اندیشههای فردید فراتر رفت و به اوضاع و احوال اندیشه و تفکر در جامعه کنونی کشیده شد. با هم این گفتوگوی مفصل را میخوانیم. کتاب شما با ۲۰ سال تاخیر به فارسی منتشر شده است. علت این طول کشیدن چیست؟ میدانید که این کتاب بهزبان فرانسه نوشته شد و در اصل تز دکترای من در دانشگاه سوربن بود و هنگامی که به ایران آمدم برای تسریع در انتشار دوستانمان آقای امیر رضایی ترجمه آن را برعهده گرفت و از آنجا که متخصص متون فلسفی نبودند، ناچار قدری بازبینی میکردیم و این موجب کُندشدن انتشار شد. ضمن آنکه درابتدا قرار بود انتشارات «گام نو» (بهمدیریت دکتر علیرضا رجایی)، آنرا منتشر کند، اما آن انتشارات زمانی بهعلل سیاسی تعطیل شد و نزدیک بود ترجمه هم از بین برود، زیرا وسایل را بردند که موجب وقفه شد. سپس نشر نی ادامه انتشار را برعهده گرفت که آنجا هم ویراستاران متعدد آنرا بازبینی کردند و صف انتظار انتشار در نشر نی نیز مزید بر علت شد و این علل باعث شدند که انتشار آن این مدت به طول بیانجامد. گویا شما برای انتشار متن ترجمه بازنگریهایی هم کردهاید. بله. در این میان هم در زمینهی هایدگر و فردید پژوهشها و آثار تازهای منتشر شد. در اروپا مباحث مربوط به هایدگر ادامه یافت و آثار جدیدی منتشر شد، مانند «دفترهای سیاه»، که پیرامون مواض