گشتِ کتاب‌ها
کتاب

اسناد امیر مؤید سوادکوهی

نوشته‌ی محمد ترکمان

نشرِ نشر نیچاپِ ۱۴۳۹ صفحهکاغذی
هنوز در قفسه‌ی کسی نیست
به قفسه‌ام
تلگرافی از طرف وزارت جلیلهٔ امور خارجه خطاب به حکومت مازندران رسیده که حتماً بنده به استرآباد بروم و به هر وسیله‌ای‌ست ترضیهٔ خاطر مأمورین دولت امپراطوری را فراهم نمایم. در صورتی که خاطر مقدس مستحضر است که اساساً بنده و امثال بنده معمول و معقول نیست که با مأمورین سیاسی خارجه طرح الفت و دوستی بنمایم؛ به‌جهت اینکه امورات سیاسی مختص دولت است و لاغیر. بعلاوه رضایت مأمورین اجنبی منوط به خیانت بنده و امثال بنده نسبت به مملکت و ملت است… بنده هم مایل به ملاقات اجانب نیستم و چندان علاقه‌مند به داشتن یک‌چنین شغلی نخواهم بود؛ لهذا از مقام رفیع استدعا می‌نمایم اجازه مرحمت شود به سوادکوه خانهٔ خود رفته مشغول امورات رعیتی شود و برای امر قشون مازندران هم هر کس را دولت تعیین و انتخاب فرماید بنده هم از هیچگونه مساعدت خودداری نخواهم نمود. از نامهٔ امیرمؤید سوادکوهی به صمصام‌السلطنه