گشتِ کتاب‌ها
کتاب

پسران معجزه

نوشته‌ی ژاکلین وودسن ترجمه‌ی منصوره حکمی

نشرِ نشر نیچاپِ ۱۱۱۱ صفحهکاغذی
هنوز در قفسه‌ی کسی نیست
به قفسه‌ام
هیچ چیز مثل گذشته نیست. اگر بود، مامان هنوز زنده بود و بابا فوت نکرده بود. و چارلی همچنان برادر بزرگ‌تر و دوست‌داشتنی لافایتِ سیزده‌ساله بود، نه یک غریبه‌ٔ دشمن که تازه از ندامتگاه برگشته باشد. و برادر بزرگ‌تر آن دو، تی‌ئره، به جای آن‌که مجبور باشد تمام‌وقت کار کند و مخارج خانوادهٔ سه نفرهٔ خود را تأمین کند، به دانشگاه رفته بود و این همه سؤال برای لافایت ایجاد نشده بود. سؤال‌هایی از این قبیل که چرا مامان باید بمیرد، چرا چارلی حالا این‌همه از او نفرت دارد، و چرا سر سهٔ آن‌ها مجبورند با هم زندگی کنند در حالی که به نظر می‌رسد همه‌چیز بر ضد آن‌هاست. ژاکلین وودسن داستان سه نوجوان، سه برادر فوق‌العاده را برای‌مان تعریف می‌کند ه هیچ‌کس را به‌جز خودشان ندارند و تنها به هم متکی‌اند و باید تصمیم بگیرند که می‌توانند این وضعیت را تحمل کنند و یا باید بگذارند که رابطهٔ برادرانه‌شان از هم گسسته شود.