گشتِ کتاب‌ها
کتاب

وجدان زندگی

نوشته‌ی جورج استاینر ترجمه‌ی پروین ذوالقدری

نشرِ نشر نیچاپِ ۱۱۶۰ صفحهکاغذی
هنوز در قفسه‌ی کسی نیست
به قفسه‌ام
استاینر به‌هیچ‌وجه آن «هیولای سردی» نیست که اینجا و آنجا توصیفش کرده‌اند. او خشم خود را همچون روشی فلسفی در مبارزه علیه سازش‌گری‌های فرقه‌ای و جزئی‌انگاری‌های مکتبی به کار می‌گیرد. وجود نوعی اعتلای نفس و حس آزادی در کار جورج استاینر به ما می‌آموزد تا همچون توفانی که در میان شن‌های روان از حرکت باز می‌ایستد، بر سراب‌های شیرین کویر از پیش ساختهٔ زمانه‌مان فائق آییم. تنها روش نزدیکی به آثار استاینر همنوایی با سودای او در خواندن دنیاست. زیرا خواندن، زندگی کردن است، یا به‌عبارت بهتر «بازمانده بودن» در دنیایی که انسان‌ها با حیوانیت خاص خویش، شریک اخلاقی نظام‌های توحش شده‌اند. به‌این‌ترتیب تجربهٔ او از خواندن‌ زادهٔ اندوه عمیق حقیقت در قبال پرسش «پیچیدگی تراژیک زندگی بشر» است. آثار او در برخورد با «تراژدی مطلقِ» تاریخ، به‌مفهوم مقاومتی معنوی است. به سخنی دیگر، در وجدان بنیادینِ جورج استاینر، «خداشناسی» پرسشی اجتناب‌ناپذیر است.