گشتِ کتاب‌ها
کتاب

گوتیک 9… ناقوس نیمه شب

نوشته‌ی فرانسیس لاتوم ترجمه‌ی مریم مهدوی

نشرِ ققنوس۱۴۰۵چاپِ ۲۳۴۸ صفحهکاغذی
هنوز در قفسه‌ی کسی نیست
به قفسه‌ام
کنت کوئنبرگ اشراف‌زاده‌ای است که دو پسر به نام‌های آلفونسس و فردریک دارد. آلفونسس، پس از مرگ پدر، ملک و عنوان او را به ارث می‌برد، ازدواج می‌کند و صاحب پسری می‌شود که نام او نیز آلفونسس است و قهرمان داستان خود اوست. روزی ناگهان خبر می‌آورند که کنت آلفونسس بزرگ کشته شده. صبح روز بعد، همسر کنت با خنجری خونین در دست وارد اتاق پسرش می‌شود و از او می‌خواهد برای حفظ جانش از عمارت فرار کند. پسر اطاعت می‌کند و پس از گذراندن ماجراهای بسیار و سرگشتگی‌های عذاب‌دهنده سرانجام دل به عشق دختری به نام لورتا می‌بازد. آن دو با هم ازدواج می‌کنند، اما عده‌ای راهزن لورتا را می‌دزدند و آلفونسس برای یافتن همسرش سفری را آغاز می‌کند که او را به قلعۀ متروک خانوادگی‌اش می‌رساند. این بار وقت آن است که آلفونسس پرده از راز قلعه بردارد و بفهمد چه کسی هر نیمه‌شب ناقوس آن عمارت متروک را به صدا درمی‌آورد.