
کتاب
بامداد هميشه: يادنامه احمد شاملو
نوشتهی آیدا سرکیسیان
هنوز در قفسهی کسی نیست
گزیده ای از کتاب بامداد هميشه | يادنامه احمد شاملو | تنظیم آیدا سرکیسیان و ما همچنان… دوره مىكنيم شب را و روز را… در آغاز کتاب بامداد هميشه | يادنامه احمد شاملو ، می خوانیم فهرست . مردم! چكاوكى مرده!!قاسمفرمهرداد 9 . روايت لحظهاى كه بعد از گريستيممؤمنىمنصور 11 . و معجزه اتفاق افتاد!بهنامعليرضا. از خود جز تنوارهاى خشك نداشت كه بينىرفيعابزرگمهر. شير آهنكوه مردا كه تو بودىگنجىحميدرضا . بر مزار شاعردولتآبادىمحمود. شاملو و گذر از آستانهجليلىاحمد. دوشنبه شهر خبر را شنيده بود…پرهامباقر. مرگِ شاملو سراسر منظره را با خود برده استبراهنىرضا 14 . گيلگمش بدايتها! (شعر)آتشىمنوچهر. پاسداران زبان فارسىآتشىمنوچهر . ابراز همدردى مركز آمريكايى پن…آپياآنتونى. وداع (شعر)آدينهزادهرضا. در سوگ بامداد (شعر)آذرپىعباس. قبيلهى بىبامداد (شعر)آرمانم.. زخم (شعر)آشنام.ر.. آن كه يافت مىنشود (شعر)آقاعباسىم.ر.. براى آن كس كه زيست بىآن كه شك كند(شعر)ابراهيمىامير. آن آشنا مرد غريب… (شعر)ابطحىشراره. هيچ شاعر فرزانهيى نمىميرد! (پيام)اتحاديهى ناشران . اگر مه مىزد! (شعر)احمدىصاعد ا.. جهان، غمگين و مهربان (شعر)اسديانمحمد. كلام جاودانه (شعر)اسديانمحمد. گفتار لال در بارگه شاملواسلامىآرش. اندوهگين مباش (شعر)افشار نادرىنيما . صداى شاعراقصىملكمنصور . تا بامداد (شعر)الوندىعزتاله. زمين را بىرحمانه دوست مىداشت! (شعر)اميرى قاسم . مشايعتنامه (شعر)امينىمفتون . شورمايه (شعر)انارىشهرام . چشمان جهان (شعر)انارىشهرام . كلامت، آه! (شعراوجىمنصور . تقديس (شعر)اوجىمنصور . دريغا / مىگذرند همچون باد (شعر)ايروانىشيوا . شاملو، شاعرى آوانگارد يا ملى؟باباچاهىعلى . طلوع ديگر بامدادبهبهانىسيمين . در نقرهباران (شعر)بهبهانىسيمين . گنجى بايسته و آزانگيزبهبهانىسيمين . مسلط بر موسيقىِ كلماتبهبهانىسيمين . براى «آن غول زيبا» (شعر)بهرامىجمشيد . دريغا بامدادبهرامىجمشيد . آسمان خالى (شعر)بهمنىشهرام . عاشق كه باشى (شعر)بهمنىشهرام . دستهاى عاشقى (شعر)بهمنىمهدى . شاملوپديدهىفراموشنشدنىفرهنگايراناست (بيانيه)كانون نويسندگان . باور نداريم كه بامداد… (بيانيه)انجمن اسلامى دانشجويان . به بىقرارىِ جانش (شعر)بيزارگيتىمسعود . تو را مىگريم… (شعر)بهناز و بيژن . كرنشى سهگانه به بامداد (شعر)بيضايىبهرام . اين جايى (شعر)پاديابفتاح . خورشيد آيدا (شعر)پاشايىحسين . حاشا، حاشا (شعر)پايندهمسعود . ناباور… (شعر)پيوندم.(دهقان) . گل مىبرند… (شعر)تاجبخشغزل . «صلازن روزگاران غربت!» (شعر)جلوهگريسعيد . صبر كن (شعر)جليلىاحمد . خم شده دريا بر چهرهاش (شعر)حاجسيدجوادىكسرى . صبحدمى تلخ (شعر)حجازىآناهيتا . سخن از كوچ نابهنگام توست (شعر)حسينىاعظم . آقاى بامداد (شعر)حسينىاعظم . آيدا! حالا مىفهمم (شعر)حسينىشيرين . تا بامداد تو (شعر)حقوقىمحمد . بامداد (شعر)حيدربيگىاحمد . تماميت برومندى (شعر)خائفىپرويز . خرقهى كسوف (شعر)خائفىپرويز . سفر او سينما را هم دلتنگ كرد (پيام)خانهى سينما . ادامهى بامداد (شعر)خاورىتقى . نه مرگ، به زندگى ايمان آوريمخزائىم. . بامداد رهايى (شعر)خسروىعبدالعلى . روزها / در نزدت (شعر)خطيبىاميررضا . تا ريشههاى پنهان (شعر)خليلىمحمد . شايد هزاره ديگر (شعر)خواجهپورغلامرضا . در سوگ احمد شاملو (شعر)خ.الف. . دربارهى شاملو (گفتوگو)خياممسعود . از معجزت سپيدهى بامدادى بود (شعر)داداشزادهداوود . شاعر سپيدهدمان و آزادى و عشقدستغيبعبدالعلى . به يادت پير تنهايى (شعر)رحمانىبيژن . با بامداد (شعر)رمضانىحسين . مرثيه (شعر)رمضانىحسين . با پرندهها (شعر)رمضانىحسين . شاملو و «اهليت گفت»رنجبر ايرانىنسرين . مرداد تلخ اين سال (شعر)روانشيدم. . ضرباهنگ، ضربهها (شعر)روانشيدم. . اگر مرده باشدرؤيايىيداله . سحرگاه و پنجرهى باز (شعر)زارعىزمان . تنديس زخمىِ تقدس (شعر)زدواربهمن . به تماشا بنشين (شعر)زنوزك.ن. . مرثيهيى كه نمىتوانم سرودش هرگز (شعر)ساقى . مرثيهيى براى دوستم احمد شاملو (شعر)سجاديهاميرحسين . بامدادى 2 و 3 و 4 و 8 (شعر)سليمانىفرامرز . زبان شعر شاملو ملتقاى سنت و مدرنيسمسميعىعنايت . تيزتاب نگاه (شعر)سيّارميرعبداله . دلبرك (شعر)شاكرى يكتامحمدعلى . شعر شاملو مكاشفهاى در درونشاكرى يكتامحمدعلى . صدايت (شعر)شاملوسيروس . كلام تو (شعر)شاهرخىزهرا . راست گفتند… (شعر)شاهمحمدىروشنك . بر زين اين اسب كبود (شعر)شبانكارهكامبيز . بامدادى 2 و 3 و 4 (شعر)شريفيانجواد . لبهاى خاموشى (شعر)شعبانىصمد . در چشمان او رازى بود كه… (شعر)شعبانىصمد . سلاخى مىگريست… (موسيقى)شكراللهىاحسان . صلت كدام قصيده بود آن غزل؟شكيبىمحمد . از ملتقاى آب و افق… (شعر)شمسالواعظينشمس . پاى در بند روح در زنجير (شعر)شمسالواعظينشمس . «شب» تشيي