
کتاب
دوریس، فیلی که نمی خواست دیده شود
نوشتهی لو کله ترجمهی نیلوفر کشتیاری ویراستار: گروه کتاب چ
هنوز در قفسهی کسی نیست
دوریس داستان فیلی قرمز و خجالتی است که از دیده شدن گریزان است و نمیخواهد در مرکز توجه باشد. از نگاه دیگران آزرده میشود و بارها در کتاب فریاد میزند: «نگاه نکنید!» و صفحه را ترک میکند. او تلاش میکند با استتار لابهلای پرندهها، گلها، ماهیها و… خودش را پنهان کند، اما نتیجهی همهی تلاشهایش برعکس است: هر جا قایم میشود، باز هم دیده میشود. دوریس سرانجام درمییابد که جور دیگری هم میتوان به دیده شدن نگاه کرد.