
کتاب
دفتر یادداشت یک الکی جادوگر 2: بلندپروازی
نوشتهی پردیتا و آنر کارگیل ترجمهی محمدرضا فرزاد تصویرگر: کیتی ساندرز ویراستار: گروه کتاب چ
هنوز در قفسهی کسی نیست
اولین ترم من در هنرستان خارقالعاده (یعنی همان مدرسهی جادوگری) واقعاً جادویی بود. بالاخره با موفقیت توانستم معجون درست کنم و در معلق کردن قورباغه هم استاد شدم.بهزودی جشن چلهی زمستان در هنرستان فرامیرسد، طولانیترین شب جادوگرها. اما پیش از آن مسابقهی بزرگ برگزار میشود؛ بزرگترین و جادوییترین روز تقویم جادوگرها. بیصبرانه منتظرم روی جارویم حرکت گربهی پرنده را انجام بدهم.هدفهایی که باید من، بئا بلک، در میانترم بهشان برسم:* مقدار زیادی کُندهی شکلاتی شب چله بخورم.* برای پروژهی جانورشناسی از یک تخم مراقبت کنم.* همهی 133 بیت قصیدهی باشکوه زمستان را حفظ کنم.* برای اَش، بهترین دوست غیرجادوگرم، وقت بگذارم.* در مسابقهی بزرگ برنده شوم (بدون تقلب).