
کتاب
کسی را نکشتهام
نوشتهی کوثر شیخ نجدی
هنوز در قفسهی کسی نیست
پناه بر دانش سنگاز کشالههای نمناک روانهنگام که بیشکوه میغلتدیا در سکونت شکاف صخرهای،«پذیرنده» میایستد.که اندوه توست «سنگ»و بهار است آنچه از شکاف زخمی سینهاشنفسنفس میزند.اینک پیاله بچرخانبه وقت نمناک شکوفه و بارانبه حیرت لرزان این رویشپیاله بچرخان،که گاه گل دادن سنگ است.