کتاب
پایکوبی
پایکوبی
نوشتهی محمد کشاورز
هنوز در قفسهی کسی نیست
تمام کاسبان محل در داستان «شهود» تصویر متفاوتی از زنی که بدون حجاب وارد میدان اصلی شهر میشود، در ذهن خود میسازند؛ مردم داستان «طعمه» 40 روز است که به خاطر باران سیلآسا و بسته شدن راهها گوشت نخوردهاند؛ جوان افعان در داستان «دل گمشده» از نقاش میخواهد تا براساس گفتهها و توصیفاتش، چهرهای معشوقش را بکشد؛ مرد داستان «شب شغال» همسرش را وادار میکند تا جای یک گنج خیالی را به او نشان دهد؛ و خانوادهی داستان «پایکوبی» که زندگی خود را از طریق نوازندگی میگذرانند، پس از اینکه نواختن ساز ممنوع میشود، نمیدانند چه کنند.قصهی آدمهایی که اتفاقهای گاهی عجیب و گاه نه چندان عجیب سرنوشتشان را در دست میگیرد.